|
|
|
وقتي شب نباشه دنيا بي رنگه وقي ماه نباشه شب بي رنگه |
|
مي دو ني چرا وقتي مي خواهي بري تو رويا چشماتو مي بندي؟ وقتي مي خواهي گريه كني يا مي خواهي فكر كني؟ حتي وقتي مي خواهي كسي را ببوسي چشماتو مي بندي؟ چون قشنگ ترين چيزهاي اين دنيا قابل ديدن نيست.
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 14:42 به قلم سعید
|
سلام رها جون نميدونم اينو ميخوني يا نه سعيد سكوتم. يه روز اومدي تو وبلاگ يه نظر دادي و رفاقتمون شروع شد وقتي رفتم تو وبلاگت ديدم پيغام خداحافظي گذاشتي گفتم اينو برات بگم: ز غم كسي اسيرم كه زمن خبر ندارد عجب از محبت من كه در او اثر ندارد غلط است هر كه گويد دل به دل راه دارد دل من ز غصه خون شد دل او خبر ندارد
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 14:35 به قلم سعید
|
|